اوستادِ اوستادانِ زمانه، علامه احمد ترجانیزاده؛ دانشیمردی غدردیده و سخنوری قدرنادیده
[بە بهانهی ٢مهر ١٤٠۵، برابر با ٤٦مین سالگرد درگذشت وی]
دکتر احمد احمدیان؛ زبانشناس، نویسنده و پژوهشگر
گاهی در تاریخ علم و فرهنگ یک سرزمین، نامهایی وجود دارند که در زمان خود صاحب اعتبار و احترام خاصی بودهاند، اما با گذشت چند دهه، بهتدریج از حافظهی عمومی و حتی حافظهی علمی جامعه کنار رفتهاند. علامه احمد ترجانیزاده(١٢٨٠-١٣۵٩)، استاد ممتاز دانشگاه تبریز، دانشمندِ مُتضلِّع، اندیشورِ مُتوغِّل، پژوهشگر، مترجم، ادیب، سخنور توانا، مدرس کمنظیر، معلمِ محبوبالقلوب، جامعالعلوم در جمیع دانشهای معقول و منقول، ذوالفنون در همهی علوم و فنون ادبی و فرزانهی عدیمالنظیر در پهنهی بلاغت کلاسیک، بیتردید مثل اعلایِ چنین چهرههای غدرْدیده و قدرْنادیده است؛ مردی که بخش مهمی از عمر خود را صرف آموزش، پژوهش، انتقال دانش و نگارشهای علمی کرد؛ اما در زمان حاضر نامش برای بسیاری از نسلهای بهروز، حتی در زادگاهش، مهاباد، کمتر شناخته شده است.
بسیاری از دانشمندانی که بنیانهای علمی نسلهای بعد را ساختند، خود کمتر در مرکز توجه قرار گرفتند؛ ترجانیزاده از همین گروه است: استادی که در زمان خود برای دانشگاهیان و اربابان فضل چهرهای شناختهشده بود، اما پس از درگذشت نام او بهتدریج از فضای عمومی زدوده شد. از این رو، بازخوانی زندگی او صرفاً احیای نام یک فرد نیست؛ بلکه تلاشی برای بازگرداندن بخشی از حافظهی علمی معاصر ماست.
احمد ترجانیزاده در خرداد ۱۲۸۰ خورشیدی در مهاباد زاده شد. او در خانوادهای اهل علم و دیانت پرورش یافت. نخست در محیط خانوادگی و بعد نزد استادان و عالمان آن روزگار آموزش دید و از همان دوران کودکی با علوم دینی، زبان و ادبیات عرب و فارسی و دانشهای متداول زمان آشنا شد. در کنار این علوم، با بخشی از دانشهای بهروز، از جمله حساب، هندسه، جبر، فیزیک، شیمی و زبانهای انگلیسی و فرانسه نیز آشنایی پیدا کرد. همین ترکیب آموزش سنتی و دانش نوین، بعدها در شخصیت علمی او تأثیری عمیق گذاشت.
خود ترجانیزاده در یادکردی از دوران کودکیاش، از محیطی سخن گفته است که در آن علم و دانش و شعر و ادب جایگاه ویژهای داشت. این پیشینه را باید یکی از عوامل مهم شکلگیری شخصیت چندبعدی او دانست؛ شخصیتی که بعدها توانست میان میراث علمی حوزههای سنتی و ساختار نوین دانشگاهی پیوند برقرار کند.
ترجانیزاده از حدود ۲۲سالگی تا ۳۴سالگی عمدتاً به تعلیم و تدریس علوم دینی اشتغال داشت؛ اما مسیر زندگی علمی او بعدها وارد مرحلهای تازه شد. در سال ۱۳۱۵ به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و در شهرهای مختلف، از جمله ارومیه، تبریز، مشهد، بندر انزلی و تهران، با سمت دبیری به تدریس پرداخت. این تجربهی گستردهی آموزشی، او را با نسلهای مختلف دانشآموزان و محیطهای علمی گوناگون ایران آشنا کرد.
این بخش از زندگی ترجانیزاده اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بیانگر است که او ناگهان از یک محیط سنتی وارد دانشگاه نشد، بلکه مسیر علمیاش مرحلهبهمرحله از آموزش سنتی به آموزش تازه و از تعلیم علوم دینی به پژوهش و تدریس دانشگاهی رسید. شاید یکی از رازهای شخصیت علمی او نیز همین پیوند میان دو جهان باشد: جهان دانش سنتی و دنیای دانشگاه مدرن.
در سال ۱۳۲۷ به دانشگاه تبریز رفت و در این دانشگاه به تدریس ادبیات عرب، فارسی و فلسفه پرداخت. دو سال بعد، در ۱۳۲۹، از مرتبه دبیری به دانشیاری ارتقا یافت و در سال ۱۳۴۹ به مقام استادی رسید. در سال ۱۳۵۳ همزمان با بازنشستگی، دانشگاه تبریز به پاس خدمات علمی و پژوهشی او را به مقام «استادی ممتاز» ارتقا داد؛ و این مشخص میکند که ترجانیزاده نه صرفاً یک مدرس، بلکه از استادان بیهمال و مُتضَّلعِ دانشگاه تبریز بوده است.
اهمیت جایگاه او در دانشگاه تبریز را هنگامی بهتر میتوان دریافت که بدانیم شماری از استادان برجسته آن روزگار، از جمله منوچهر مرتضوی، حسن قاضی طباطبایی و بهمن سرکاراتی، با او همکار یا شاگرد او بودند. سخنان آنان درباره ترجانیزاده، تصویری بسیار فراتر از یک استاد معمولی زبان و ادبیات عرب و فارسی ارائه میکند. بهمن سرکاراتی، استاد برجسته فرهنگ و زبانهای باستانی و زبان و ادب فارسی، صریحاً از شاگردبودن ترجانیزاده به عنوان مایه افتخار خود یاد کرده و او را در زمینه لغت، ادب فارسی و معارف اسلامی شخصیتی کمنظیر دانسته است.
منوچهر مرتضوی نیز درباره او تعبیری بسیار بلند دارد. او ترجانیزاده را از آخرین نمایندگان مکتب برآمده از تحصیلات قدیم و از استادان جامعالعلوم میداند و تأکید میکند که برای درک مرتبه علمی او باید مجموعهای از دانشهای متعدد در زبان و ادب فارسی و عربی و معارف اسلامی را یکجا در نظر گرفت.
این قابلیت در سخنان حسن قاضی طباطبایی نیز بهخوبی بازتاب یافته است. او ترجانیزاده را صاحب دانش گسترده در فقه، تفسیر، منطق، فلسفه، ادبیات فارسی و عربی میداند و بر توانایی فوقالعاده او در بیان مسائل ادبی، لغوی و تاریخی تأکید میکند. چنین شهادتهایی از سوی کسانی که شخصاً با او معاشرت و همکاری علمی داشتهاند، برای ارزیابی جایگاه تاریخی او اهمیت فراوان دارد.
در سال ۱۳۵۳ دانشگاه تبریز به پاس خدمات علمی و پژوهشی او را به مقام شامخِ «استاد ممتازی» ارتقا داد. این ارتقای علمی و رسمی بیانگر است که جایگاه علمی او در زمان حیاتش جامعاً شناختهشده بود. با این همه فاصله میان جایگاه واقعی او در زمان حیات و میزان شناخت از او در روزگار ما بسیار چشمگیر است.
استاد احمد ترجانیزاده در ٢ مهرماه ۱۳۵۹ درگذشت؛ تاریخ تولد او ۱۲۸۰ است؛ بنابراین او نزدیک به هشت دهه از تاریخ معاصر ایران را تجربه کرد؛ دورهای که از اواخر عصر قاجار آغاز شد و تا سالهای نخست پس از انقلاب ادامه یافت. زندگی او، به یک معنا، آیینهای از گذار جامعه ایران از آموزش سنتی به آموزش مدرن و از مدارس سنتی و علوم حوزوی به دانشگاه تازه است.
اما شاید مهمترین پرسش این باشد که: چرا چنین شخصیتی امروز کمتر شناخته شده است؟
بخشی از پاسخ این پرسش را باید در سرنوشت بسیاری از دانشمندان و استادان نسل او جستوجو کرد. آثار برخی از آنان در حوزههای تخصصی باقی ماند، اما نامشان در حافظهی عمومی استمرار نیافت. بخشی دیگر نیز به این واقعیت بازمیگردد که گفتمان هژمونیکِ مرکزگرای فرهنگی ایران اغلب چهرههای شناختهشدهتر مرکز را برجسته کرده و بسیاری از استادان، مترجمان و پژوهشگران دیگر ملیتها و دیگر مناطق در حاشیه قرار گرفتهاند.
استاد ترجانیزاده از این نظر نمونهای قابل تأمل است. او از مهاباد برخاست، در چند شهر ایران تدریس کرد، در دانشگاه تبریز به بالاترین مراتب علمی رسید، آثار مهمی در زمینه ادبیات عرب و فارسی پدید آورد و در زمان حیات خود از سوی دانشگاه تبریز به عنوان استاد ممتاز مورد تقدیر قرار گرفت؛ اما در روز جاری برای معرفی دقیق جایگاه او هنوز باید به منابع پراکندهی کتابشناختی مراجعه کرد.
حتی وجه و وجهەی شاعری او نیز کمتر شناخته شده است. انتشار «دیوان اشعار استاد احمد ترجانیزاده»، قریب به چهل سال بعد از درگذشت وی، که حاوی اشعاری بس فاخر و استوار و سخته است، حاکی از آن است که ادبیات برای او تنها مبحث پژوهش و تدریس نبود، بلکه خود نیز با شعر و آفرینش ادبی ارتباط جامع داشت.
در روایتهای فرهنگی مربوط به او، نام استاد شهریار نیز مطرح شده و اشعاری از او دربارهی استاد ترجانیزاده نقل شده است. در منابع موجود، این شعر از استاد شهریار درباره او آمده است: «یکی معلم اول بهسان ترجانی / که پای علم و ادب پیش او به پالنگ است.» علاوه بر این در ابیات دیگری از استاد شهریار، نام استاد ترجانیزاده در کنار استادان برجستهای چون خیامپور و مرتضوی آمده است؛ ارزش این اشعار فراتر از یک قطعه ادبی است؛ زیرا نشان خواهد داد که ترجانیزاده در میان بزرگان ادب آذربایجان نیز چهرهای شناختهشده و مورد احترام بوده است.
در دیوان استاد شهریار غزلی با عنوان «عشق پاک»، با مطلعِ: «حاشا که در تو ترک تماشا کند کسی/ این آن گناه نیست که حاشا کند کسی»، مندرج و موجود است که استاد شهریار بنا به درخواست استاد ترجانیزاده سروده و همو در خاتمه غزل چنین نوشته: «حسبالامر استاد بزرگوارم حضرت ترجانیزاده با حافظهی مغشوش خود نوشتم، اما در نظم و ترتیبش معذورم فرمایید». استاد شهریار، علاوه بر همهی اینها با استاد ترجانیزاده روابط دوستانهای داشته و هنگام چاپ دیوان اشعارش، از او تقاضا نمود تا مقدمهای بر آن بنویسد و استاد ترجانیزاده مقدمهی فاخر و روشنگر و ماندگاری بر آن نوشت. بعدها استاد شهریار روی نسخه جدیدای که آن را به استاد ترجانیزاده اهدا کرد، چنین نوشت:
«....به کتابخانهی اُستاد بزرگوارِ گرانقدر، حضرت احمد ترجانیزاده، که نیم قرن است افتخار شاگردیشان را دارم، اهدا گردید. تبریز، آبانماه ١٣۵١. محمد حسین شهریار».
امروزه، بازشناسی میراثِ احمد ترجانیزاده فقط ادای دین به یک استاد کردُ مهابادی یا یک استاد دانشگاه تبریز نیست؛ بلکه بازخوانی بخشی از تاریخ علمی و فرهنگی و آموزشی و ادبی معاصر کردستان و ایران است. او متعلق به نسلی بود که دانش سنتی و دانشگاه نوین را در وجود خود جمع کرده بود و میکوشید میان میراث گذشته و نیازهای علمی عصر بهروز پیوند برقرار کند.
خوشبختانه برای این بازخوانی، پژوهشهای مستقلی نیز انجام شده و علاقهمندان ناچار نیستند تنها به یادداشتهای پراکنده بسنده کنند.
در میان منابع اختصاصی درباره او، دو اثر اهمیت ویژه دارند: نخست؛ کتاب «شرح احوال، افکار و آثار احمد ترجانیزاده، استاد ممتاز دانشگاه تبریز»، به کوشش طه فیضیزاده، که از سوی انتشارات دانشگاه تبریز در دسترس قرار گرفته. و دوم؛ کتابِ «زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی استاد احمد ترجانیزاده»، که از سوی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی انتشار یافته است. این دو اثر را باید از منابع مهم و اختصاصی برای بازسازی زندگی، شخصیت، اندیشه، آثار و جایگاه علمی و فرهنگی ترجانیزاده دانست.
اهمیت کتاب طه فیضیزاده تنها در گردآوری شرحات زندگی و آثار ترجانیزاده نیست؛ این اثر حاوی نقلقولها و داوریهای شماری از استادان و شاگردان او نیز هست که برای شناخت شخصیت علمی وی ارزش فراوان دارد. از جمله، سخنان دکتر بهمن سرکاراتی، استاد حسن قاضی طباطبایی، دکتر منوچهر مرتضوی و دیگر اهل علم دربارهی جامعیت، دانش ادبی، مناعت طبع و توانایی علمی ترجانیزاده در آن بازتاب یافته است.
اثرِ دیگر، که چنانکه ذکر شد، توسط «انجمن آثار و مفاخر فرهنگی» انتشار یافته، نیز از این جهت اهمیت دارد که بیانگر است شخصیت استاد ترجانیزاده در چارچوبِ تاریخ مفاخر علمی و فرهنگی ایران و نیز در طول آن، مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، برای پژوهشگری که بخواهد درباره او کار جدی انجام دهد، مراجعه به این دو اثر در کنار آثار خود استاد ترجانیزاده، دیوان اشعار او، اسناد دانشگاه تبریز و خاطرات شاگردان و همکارانش ضروری است.
در کنار این دو اثر نامبرده، علاوه بر این باید از کتابِ «مقدمهها و مقالههای استاد احمد ترجانیزاده» نیز نام برد، که از سوی انتشارات میراث مانا انتشار یافته و مقدمهی مبسوطِ ٨۴ صفحهای گردآورندهی این اثر-محمد عبدلی-، در خصوص زندگینامهی و شخصیت علمی، ادبی، فرهنگی و آثار استاد ترجانیزاده، بسیار روشنگر و راهگشاست.
در اینجا ذکر یک نکته در خصوص زندگینامهی علامه احمد ترجانیزاده، ضروری به نظر میرسد و آن اینکه وی در سلسلهی استادان حوزوی خویش، بیش و پیش از همه، مدیون و مرهونِ آموزههای علمی، فرهنگی، اندیشگی، تربیتی و اخلاقی برادر ارشد خویش استاد ملا محمد ترجانیزاده (١٢٧۵مهاباد- ١٣٣٨بغداد)-مشهور به علامە قزلجی-، مفتی اعظم بغداد و استاد دانشگاه بغداد است؛ که طبق منابع و اسناد معتبر مربوط به تاریخ علم و تاریخ فرهنگِ معاصر اسلام در حوزهی عراق و ایران، وی اسلامشناس، اندیشمند و متفکری چند بعدی بوده، و در جهان اسلام و به ویژه در عراق و بغداد مفصلا" مشهور و مورد رجوع قاطبهی اربابان فضل و فضیلت و دانش و بینش بوده است. ظاهرا" آموختن و تعلم و تلمُّذِ زبان و ادبیات عرب، به گونهای عمیق و متدیک و با اسلوبی شورمندانه و عاشقانه، نزد این برادر ارشد و این دانشمند و فرزانه و ادیبِ کمنظیر، بعدها باعث توفیقات رشکبرانگیزی برای استاد ترجانی زاده شد؛ از جمله، با تجلیل فراوان و با افتخار تمام، از سوی فرهنگستان دمشق، طی نامهای به شماره(١۵٦/مورخهی ١٣٢٩/٦/٢٨هـ . ش.) که توسط استاد محمد کردعلی، رئیس فرهنگستان سوریه نگارش یافته، استاد ترجانیزاده به عنوان عضو رسمی و اصلی آن فرهنگستان اعلام و انتخاب گردید.
در اتمام با ذکر سه نقل قولِ کوتاه از شاگردان و طلاب و دانشجویان استاد ترجانیزاده، این یادداشت را به فرجام رسانده و به روان همهی این «سوارانِ رفته» درود میفرستیم:
①. استاد دکتر حسن احمدی گیوی، استاد دانشمند زبان و ادبیات فارسی دانشگاە خوارزمی و عضو فرهنگستان ادب فارسی در خصوص استاد محبوب خود، علامه احمد ترجانیزاده میگوید: «... در آن زمان معروف بود که بزرگترین استادان زبان و ادبیات دانشگاههای ایران، دو شخصیت بزرگ هستند که هر دو از خاک پاک کردستان برخاستهاند: استاد عبدالحمید بدیعالزمانی در دانشگاه تهران، استاد احمد ترجانیزاده در دانشگاه تبریز.»(زندگینامه و خدمات علمی و فرهنگی استاد احمد ترجانیزاده، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، تهران، ١٣٨۵، ص ١٦؛ «مقالهی دکتر حسن احمدی گیوی»).
.استاد حسن قزلجی، نویسنده و روشنفکر و داستاننویس بلندآوازهی کردُ، صاحب مجموعه داستان مشهورِ «پێکەنینی گەدا» و عموزادهی استاد ترجانیزاده، در خاطرات خود نقل میکند که: «خلاقیت و شکوفایی هنری خود را در حوزهی داستاننویسی مدیون عموزادهی دانشمندم علامه احمد ترجانیزاده هستم چرا که هنگام شاگردی نزد ایشان، صرف و نحو و دستور زبان عربی را با شگرد و خلاقیت شگفتی به من یاد میداد که نشانهی نبوغ ایشان بود؛ وی دستور زبان عربی را بهطور کاربردی و از طریق قرائت و خوانش داستانهای داستاننویسان بلندآوازه و صاحب سبک معاصر عرب، همچون مصطفی منفلوطی و دیگران به من یاد میداد و این در شکوفاشدن خلاقیت ادبی و هنری من نقش انکارناپذیر و بیجانشینی داشت»[ترجمه بە فارسی از نگارنده]
سید محمدامین برزنجی، متخلص به «خاڵەمین»، شاعر شهیر کُرد، بە شاگردی نزد علامه ترجانیزاده بسیار فخر میفروخت و بدان میبالید و مینازید و همواره در خاطرات خویش از استاد فرزانهی خود با عنوانِ «فیلسوف» یاد میکرد. وی میگوید کە: «از محضر بینظیر و بیبدیل «این فیلسوف»، دو آموزهی بیهمتا فراگرفتم: 1. خداشناسی و یکتاپرستیِ توحیدی؛ 2. ملیتدوستی و ❞کوردایەتی❝»[ ترجمه به فارسی از نگارنده]
و سخن فرجامین اینکە: کاشکی شورای شهر ادوار مختلف شهر مهاباد و سازمانهای ذیربط و ذیمدخل در امر نامگذاری شوارع و میادین و اماکن شهر، بهمنظور تجلیل و پاسداشتِ مقام شامخ و کمنظیرِ چنین سخنور والامرتبه و اندیشمند برجسته و دانشمند فرزانهای، بهجای نامنهادن شوارع و خیابانهای شهر، با نامهایی بیمُسمّی و خنثی- فیالمثل: «بلوار گلها»-، آنها را با نام نامیِ علامه احمد ترجانیزاده و امثال و اقرانِ وی، که مانند او فراموشگشتە و قدرنادیدەاند، مزین و مُتَبرِّک مینمودند. چنان مباد هرگز و هماره چنین بادا... .
اوستادِ اوستادانِ زمانه، علامه احمد ترجانیزاده؛ دانشیمردی غدردیده و سخنوری قدرنادیده
[بە بهانهی ٢مهر ١٤٠۵، برابر با ٤٦مین سالگرد درگذشت وی]
دکتر احمد احمدیان؛ زبانشناس، نویسنده و پژوهشگر
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به ترجانیزاده در این گزارش ارائه شده است.
جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره استاد در متن مقاله بررسی شده است.
در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با احمد تورجانی زاده بررسی شده است.
برچسب:
نویسنده: رضا محمودی