| صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | قالب وبلاگ | پروفایل |
واقعیترین معنای «کسی شدن» !
من كتابدار یک کتابخانه ام کتابخانه ساعت ۹ شب تعطیل میشود اما من معمولاً تا نیمه شب میمانم تا موجودی کتابها را تحلیل کنم
ماه گذشته یک کارت عضویت کتابخانه روی زمین پیدا کردم اعتبارش مربوط به سال ۱۹۸۷ بود.روی آن نوشته شده بود ایتن بروکس ۱۲ ساله.»...سی و هفت سال از آن گذشته بود.اما نوشته ای که پشت کارت بود نظرم را عوض کرد.....می خواستم آن را دور بیندازم با دست خط یک کودک نوشته شده بود «وقتی کسی شدم این کارت را برمیگردانم. ایتن بروکس چه کسی بود؟ آیا بالاخره «کسی» شده بود؟ در سیستم کتابخانه دنبالش گشتم. آخرین کتابی که امانت گرفته بودمربوط به ژوئن ۱۹۸۷ بود؛ رمان «بیگانه ها»
نامش را در اینترنت جست وجو کردم پیدایش کردم.در بخش آگهی ترحیم.ایتن بروکس از دنیا رفته بود.هرگز ازدواج نکرده بود.فرزندی هم نداشت.تمام عمرش در یک کارخانه کار کرده بود.در آگهی ترحیمش نوشته شده بود:در صورت تمایل به کتابخانه ای کمک مالی کنید که وقتی خانه پناه من نبود مرا بزرگ کرد.
همان جا بغضم گرفت او «کسی» شده بود.کارتش را داخل قاب گذاشتم و کنار میز امانت نصب کردم کنارش نوشتم
ایتن بروکس دوباره به ما بازگشت.او "کسی" شد؛...برای هر کودکی که در روز جاری به لطف سخاوت او کتابی به دست میگیرد.
کم کم مردم شروع کار کردند.کارت های قدیمی کتابخانه شان را برایمان آوردن.صدها کارت. پشت هر کدام هم نوشته بودند در روز جاری چه کسی شده اند.
الان معلمم.»«مادر سه فرزندم.»....هنوز هم دارم تلاش میکنم....یک دیوار دقیق را با این کارتها پوشاندیم....اسمش را گذاشتیم: «دیوار آدمهایی که کسی شدند.»... .هفته ی گذشته زنی هفتاد ساله وارد کتابخانه شد.مستقیم رفت جلوی کارت ایتن به آن نگاه کرد.
گفت من ایتن را میشناختم.معلم دبستانش بودم.هر روز بعد از مدرسه به کتابخانه می آمد؛چون خانه شان جای امنی برایش نبود و آنجا کتاب میخواند بعد شروع کار کرد به گریه کردن.گفت: یک بار داخل کتابی که به او هدیه داده بودم برایش نوشتم ایتن... تو همین حالا هم کسی هستی ..بعد کارت عضویت قدیمی خودش را از کیفش بیرون آورد وآن را هم روی دیوار نصب کرد.
پشتش نوشت من به خاطر بچه هایی مثل ایتن، معلم شدم.او هم باعث شد من کسی بشوم..در زمان حاضر روی دیوار آدمهایی که کسی شدند»۸۴۷ کارت نصب شده است. شاید همین واقعی ترین معنای کسی شدن باشد.
برچسب:
نویسنده: رضا محمودی