خرید بک لینک

درباره سایت

کتابدار مرجع

آخرین مطالب

امکانات وب

تماشای محتوای پوچ، در واقع فریادی برای کمک خواستن است

تماشای محتوای پوچ، در واقع فریادی برای کمک خواستن است

مکسی هایت‌مایر، نیویورک‌تایمز

آیا اصطلاح «پوسیدگی مغز» صرفاً نشانۀ یک جنجال اخلاقیِ تازه دربارۀ مصرف رسانه‌ایِ جوان‌ترهاست که بزرگ‌سالان درک درستی از آن ندارند، یا نه، این پدیده واقعاً در حال تخریب ذهن نوجوانان است؟ پژوهش‌های من و همکارم، آنا گوتس‌فرید، مشخص می‌کند مسئله به این سادگی نیست.

ما با جوانان ۱۳ تا ۲۶ساله دربارۀ تجربه‌هایشان از پدیدۀ «پوسیدگی مغز» گفت‌وگو کردیم. یافته‌ها مشخص می‌کند ما با نسلی روبه‌رو هستیم که به‌طرز عمیقی از تأثیرات این پدیده بر ذهن خود آگاه است. این نسل درگیر محیط شبکه‌های اجتماعی است که به آن‌ها تحمیل شده و اتفاقاً در تلاش‌اند از آن رها شوند.

نگرانی عمومی دربارۀ پوسیدگی مغز، ریشۀ مشکل را در خودِ محتوا می‌بیند؛ با این تصور که چون نسل زد جوان است و زود تأثیر می‌پذیرد، تماشای ویدیوهای پوچ و بی‌کیفیت به زوال شناختی آن‌ها ختم می‌شود.
اما یافته‌های ما از زبان شرکت‌کنندگان نشان داد قضیه درست برعکس است: این وضعیت ذهنی کاربر است که تعیین‌کننده است؛ گشت‌وگذار مداوم در فیدهایی که الگوریتم‌ها مهندسی کرده‌اند، به تجربۀ «حس پوسیدگی مغز» منجر می‌شود؛ وضعیتی مه‌آلود که در آن فرد قدرت انتخاب خود را از دست داده و بی‌هدف، هر آنچه به او نمایش داده می‌شود را می‌بلعد.

پوسیدگی مغز زادۀ پلتفرم‌هایی مثل تیک‌تاک و یوتیوب است؛ جایی که موفقیت شما مستقیماً با میزان توجهی که جذب می‌کنید سنجیده می‌شود. و نکتۀ قابل‌تأمل در مصاحبه‌ها این بود که نسل زد چقدر این بازی را خوب می‌فهمد.
در گفت‌وگوها با این نسل، با تحلیل‌های عمیق و البته تلخی روبه‌رو شدیم که نشان‌دهندۀ واکنش آنان به بستر فرهنگی و فضای بیاناتیِ سنگینی است که برایشان به یادگار مانده؛ آن‌ها مانند نسل‌های قبل، از شرایط تحمیلی بر خودشان به‌دنبال خلق چیزی هستند؛ در این مورد خاص، آن‌ها به استقبال نوعی «پوچیِ تعمدی» رفته‌اند.

بنابراین، برخلاف تصور رایج که تعامل نسل زد با محتواهای پوچ و کم‌کیفیت را علتِ زوال شناختی آن‌ها می‌داند، این «وضعیت ذهنی» است که تقدم دارد. نسل زد در پی گشت‌وگذار طولانی در فیدهای الگوریتمی، دچار خستگی و مه‌آلودگی ذهنی می‌شود و به مصرف این ویدیوها روی می‌آورد.
این نسل به‌طرز دردناکی نسبت به اثرات مخرب این فضا آگاه است و تماشای این محتواها نه نشانه نادانی، بلکه نشانه‌ای از به بن‌بست رسیدن در محیطی تحمیلی است.

ریشۀ مسئله در زیرساخت شبکه‌های اجتماعی است که به‌طور سیستماتیک برای «تخلیۀ شناختی» کاربران بهینه‌سازی شده تا توجه آن‌ها را به کالا تبدیل کند. حل این مشکل با برنامه‌های کنترل شخصی ممکن نیست و به اصلاح ساختاری و قانون‌گذاری از بالا به پایین (مشابه کنترل صنعت دخانیات) نیاز دارد.
شرکت‌های فناوری باید به‌جای سنجش «زمان صرف‌شده»، کیفیتِ تجربه کاربر را مبنا قرار دهند؛ چراکه رفتار نسل زد دقیقاً محصول مهندسی همین سیستم است و پدیدۀ پوسیدگی مغز، در حقیقت یک فریاد برای کمک محسوب می‌شود.

آنچه خواندید برگرفته از مطلب «The Truth About Brain Rot: It’s a Cry for Help» نوشتۀ مکسی هایت‌مایر است که در تاریخ ۸ سپتامبر ۲۰۲۶ در نیویورک‌تایمز انتشار یافته است.

برچسب: نویسنده: رضا محمودی تاريخ: شنبه 4 مهر 1405 ساعت: 12:33

صفحه بندی